در ۱۸ دی ۱۴۰۴، میلیونها کاربر ایرانی ناگهان با قطع کامل اینترنت بینالمللی مواجه شدند؛ اتفاقی که نه تنها دسترسی به شبکههای اجتماعی و سایتهای جهانی را متوقف کرد، بلکه اقتصاد دیجیتال، کسبوکارهای آنلاین، پیامرسانهای خارجی و جریان اطلاعات را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. این خاموشی اینترنت، نتیجه تصمیمی امنیتی بود که با هدف کنترل موج اعتراضات اجتماعی و محدود کردن دسترسی آزاد به اخبار و اطلاعات اتخاذ شد. قطع ناگهانی اتصال به شبکه جهانی، تجربهای نادر در تاریخ دیجیتال ایران بود و نشان داد که زیرساخت اینترنت و شبکههای اجتماعی در کشور میتوانند در یک چشم بر هم زدن، از دسترس عموم خارج شوند.
این اقدام پیامدهای گستردهای داشت؛ از توقف فعالیت کسبوکارهای دیجیتال و محدود شدن تجارت بینالمللی گرفته تا ایجاد حس انزوا، شایعهپراکنی و کاهش اعتماد اجتماعی. در عین حال، تجربه استفاده از شبکه ملی اطلاعات و پیامرسانهای داخلی نشان داد که حتی در شرایط بحران، امکان ادامه حداقلی زندگی دیجیتال و خدمات داخلی وجود دارد. این مقاله با نگاهی تحلیلی و پیوسته به خاموشی اینترنت در ایران، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی، وضعیت شبکههای اجتماعی، و راهکارهای عملی برای کاربران میپردازد و تصویری جامع و اختصاصی از این رویداد ارائه میدهد.
اعتراضاتی که زمینه قطع اینترنت را فراهم کرد، محصول روندی طولانی از نارضایتی اقتصادی، فشارهای معیشتی و فرسایش اعتماد عمومی بودند. در پاییز و زمستان ۱۴۰۴، افت شدید ارزش ریال، افزایش قیمت کالاهای اساسی و کسری بودجه مزمن دولت، عملاً جامعه را به مرحلهای رساند که حتی اقشار کمتحرک نیز احساس کردند تابآوری اقتصادیشان در حال پایان یافتن است. این نارضایتی با کاهش امید سیاسی و نبود چشمانداز اصلاحات همراه شد و مجموعهای از عوامل نامرئی ولی انفجاری را تشکیل داد. اعتراضها ابتدا محدود و پراکنده بودند، اما شبکههای اجتماعی توانستند بین نقاط جدا از هم ارتباط برقرار کنند و صداهای خاموش را به موج تبدیل کنند. اینجاست که اینترنت نه فقط یک ابزار تکنولوژیک، بلکه بهعنوان تسریعکننده ارتباطات اجتماعی نقش ایفا کرد؛ نقشی که برای حکومت تهدید تلقی شد.
همچنین بخوانید: اولین گوشی میانرده با تماس ماهوارهای توسط اینفینیکس رونمایی شد
نکته مهم در خاموشی ۱۸ دی این است که قطع اینترنت دقیقاً همزمان با اوج اعتراضات آغاز نشد، بلکه پیش از اوجگیری جدی آن اعمال شد. این زمانبندی نشان میدهد که تصمیمگیران به تجربه رسیدهاند که قطع ارتباط پس از شکلگیری موج اعتراضی مؤثر نیست، چون شبکههای معترض از قبل سازمان دهی شدهاند. بنابراین این بار دولت تلاش کرد با قطع اینترنت پیشدستانه سرعت گسترش اعتراضات را کند کند. قطع اینترنت در عمل دو کار مهم انجام داد: نخست، همصدایی مناطق مختلف کشور را مختل کرد و باعث شد معترضان تصور کنند تنها هستند؛ دوم، گزارشها، تصاویر و روایتهای میدانی نتوانند به رسانههای خارجی و افکار عمومی جهانی منتقل شوند. این همان نقطهای است که تکنولوژی و سیاست بهطور کامل روی یکدیگر قرار گرفتند: خاموشی اینترنت تبدیل شد به بخشی رسمی از سبد ابزارهای کنترل بحران.
قطع اینترنت این بار بهصورت یکروزه، کامل و ناگهانی اجرا نشد. ابتدا ترافیک بینالمللی کند شد و کاربران با خطاهای اتصال مواجه شدند، سپس دسترسی به سرویسهای رمزنگاریشده و شبکههای اجتماعی بهطور کامل از کار افتاد و در نهایت مسیریابی بینالمللی تقریباً به صفر رسید. آنچه باقی ماند مجموعهای از سرویسهای داخلی بود که همگی روی شبکه ملی اطلاعات اجرا میشدند. حضور پررنگ شبکه ملی در این دوره تحلیلی مهم را روشن کرد: خاموشی اینترنت دیگر هزینهای نیست که حکومت مجبور باشد بپذیرد، چون اکنون زیرساخت جایگزین برای اداره زندگی روزمره طراحی شده است. به همین دلیل، بانکها، خدمات دولتی و برخی کسبوکارها همچنان کار کردند و این امکان فراهم شد که مردم بدون دسترسی جهانی، همچنان به فعالیت محدود داخلی ادامه دهند. این تجربه، بهنوعی آزمون عملی برای سنجش توان شبکه ملی در جایگزینی اینترنت واقعی بود.
همزمان با قطع اینترنت، بخش عمده شبکههای اجتماعی جهانی عملاً غیرقابل دسترس شد و کاربران ایرانی با واقعیتی تازه روبهرو شدند: زندگی دیجیتال بدون اتصال جهانی تقریباً فلج میشود. اینستاگرام، محبوبترین رسانه بصری ایران، حتی با فیلترشکنها نیز قابل استفاده نبود و هیچ پیامی ردوبدل نمیشد. تلگرام، که سالها محبوبترین پیامرسان غیررسمی کشور بود، حتی با VPN هم کارایی نداشت و کانالهای خبری که همیشه جلوتر از رسانههای رسمی بودند، در سکوت فرو رفتند. واتساپ، رابط اصلی خانوادهها، مدارس و کارفرماها، بهطور کامل قطع شد و کاربران مجبور شدند ارتباط خود را به پیامرسانهای داخلی محدود کنند.
پلتفرمهای جهانی دیگر مانند یوتیوب، تیکتاک، توییتر/X، لینکدین و فیسبوک نیز هیچ شانسی برای باز شدن نداشتند. در مقابل، پیامرسانهای داخلی مثل ایتا، بله، روبیکا و سروشپلاس از دسترس خارج و هیچ اتصالی به شبکه جهانی نداشت. این تجربه بهوضوح نشان داد که اینترنت در ایران دیگر یک حق عمومی نیست، بلکه امتیازی است که حکومت میتواند روشن یا خاموش کند.
زمان دقیق بازگشت شبکههای جهانی هنوز اعلام نشده است. محتملترین سناریو این است که بازگشت اینترنت بهصورت مرحلهای و مشروط انجام شود؛ ابتدا برای نهادهای حساس، سپس برای سازمانها و در نهایت برای عموم مردم. بازگشت کامل ممکن است چند روز تا چند ماه طول بکشد و حتی ممکن است دسترسی عمومی محدود یا مشروط شود، بهگونهای که تنها گروههای تأییدشده قادر به اتصال جهانی باشند.
قطع اینترنت بهسرعت روی رفتار اجتماعی اثر گذاشت. نخستین پیامد، ایجاد حس انزوا و بیخبری بود؛ مردم از وضعیت شهرهای دیگر اطلاعی نداشتند و نمیتوانستند تشخیص دهند آیا اعتراضات گستردهتر شده یا فروکش کرده است. پیامد دوم، رشد شایعه بهجای واقعیت بود، زیرا وقتی کانالهای معتبر بسته میشوند، تصور مردم از واقعیت بر پایه حدس و زمزمه شکل میگیرد. در چنین فضایی، دو احساس غالب بر جامعه حاکم شد: بیاعتمادی نسبت به روایت رسمی و ناامیدی از امکان مطالبهگری.
خاموشی اینترنت در ایران از ۱۸ دی ۱۴۰۴، ضربهای مستقیم و عمیق به اقتصاد دیجیتال کشور وارد کرد. اولین اثر، توقف فعالیتهای کسبوکارهای آنلاین بود؛ فروشگاههای اینترنتی، پلتفرمهای خدماتی و فریلنسرها بلافاصله با کاهش شدید درآمد روبهرو شدند. طبق بررسی روندهای بازار، میانگین درآمد روزانه کسبوکارهای کوچک دیجیتال ۷۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافت. برای شرکتهای بزرگتر که بخش عمده فعالیت خود را بر تجارت بینالملل و پرداختهای آنلاین مبتنی کردهاند، توقف جریان نقدینگی حتی منجر به تعلیق پروژهها و از دست رفتن قراردادهای خارجی شد.
بر اساس تحلیل هزینه فرصت و دادههای کسبوکارهای مشابه در قطع اینترنت سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، تخمین زده میشود که خسارت مستقیم ناشی از پنج روز خاموشی اینترنت بینالمللی حداقل معادل ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد تومان بوده است. این شامل کاهش فروش، توقف تراکنشهای آنلاین، اختلال در خدمات تحویل و همچنین آسیب به کسبوکارهای وابسته به تبلیغات آنلاین میشود. در کنار این خسارت مستقیم، اثر بلندمدت کاهش اعتماد سرمایهگذاران و مخاطبان بینالمللی قابل توجه است. شرکتها و فریلنسرهایی که پروژههای خارجی داشتند، تجربه عدم دسترسی به اینترنت را به عنوان یک ریسک عملیاتی ثبت کردند و بسیاری برای آینده برنامهریزی و سرمایهگذاری محتاطانهتر میکنند.
علاوه بر خسارت مالی، اختلال در زنجیره کاری و خدمات دیجیتال داخلی نیز قابل توجه است. بانکها و سیستمهای پرداخت الکترونیکی بهشدت به شبکه ملی وابستهاند و هرگونه قطعی یا کندی در سیستم، علاوه بر ایجاد نارضایتی در کاربران، هزینههای عملیاتی و لجستیکی بیشتری به همراه دارد. تخمین زده میشود که هزینه این اختلال داخلی و خسارت غیرمستقیم به کسبوکارها و دولت، در بازه کوتاهمدت بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد تومان باشد.
در مجموع، خاموشی اینترنت نه فقط یک محدودیت ارتباطی، بلکه یک زلزله اقتصادی بود که در یک هفته، بخش قابل توجهی از اقتصاد دیجیتال را با چالش جدی مواجه کرد. برای بسیاری از کسبوکارهای نوپا، این دوره معادل از دست دادن کل درآمد یک ماه یا حتی بیشتر بود و برای بخشهای بینالمللی، اثرات آن ممکن است تا ماهها ادامه داشته باشد.
از ۲۳ دی ۱۴۰۴، برخی خدمات داخلی و پیامکها شروع به بازگشت کردند و به تدریج دسترسی محدود بینالمللی نیز برقرار شد، اما روند بازگشت یکنواخت نبود و بهوضوح نشان داد که اینترنت در ایران ابزاری سیاسی است نه یک حق طبیعی.
با توجه به روندهای اخیر، اینترنت ایران ممکن است وارد یکی از سه مسیر شود: بازگشت مشروط و محدود، تفکیک دسترسی بین گروهها، یا ادامه قطع هدفمند در بحرانها. مهمترین نکته این است که اینترنت جهانی برای کاربران ایرانی دیگر حق مسلم نیست و هر لحظه میتواند قطع شود، در حالی که شبکه داخلی ابزار بقا و ارتباط محدود باقی میماند.
خاموشی اینترنت در ۱۸ دی ۱۴۰۴ نشان داد که اینترنت در ایران دیگر یک ابزار تکنولوژیک صرف نیست، بلکه ابزاری برای کنترل جامعه، مدیریت روایت و شکلدهی رفتار شهروندان است. شبکههای اجتماعی جهانی خاموش شدهاند، شبکه داخلی روشن اما محدود است، و مردم میان این دو در تلاش برای حفظ صدایی هستند که میدانند اگر روزی دوباره کابلها وصل شوند، شنیده خواهد شد.
نظرات کاربران
اشکان
1 بهمن 1404گوه زدن به همه چی
شما میتوانید از طریق واتسآپ یا تماس تلفنی با همکاران ما در واحد پشتیبانی در ارتباط باشید و مشاوره لازم را دریافت نمایید.