مدیر بخش هوش مصنوعی شرکت مایکروسافت، مصطفی سلیمان، وقتی از خطر نابودی مشاغل اداری در آینده نزدیک صحبت میکند، در واقع قصد هشدار اجتماعی ندارد بلکه یک تحلیل سازمانی و فناوری ارائه میدهد. منظور او از «نابودی» حذف فوری و همهجانبه نیست؛ بلکه این است که بسیاری از شغلها به مرور زمان ارزش واقعی خود را از دست میدهند، و عملکرد انسانی در آنها به مرحلهای کاهش پیدا میکند که دیگر تصمیمگیرنده نیست، بلکه صرفاً یک واسطه یا بازتولیدکننده فرآیند است. به زبان دیگر، او دارد نوعی بازتعریف نقش انسانی در محیط اداری و سازمانی را توضیح میدهد؛ مفهومی که با نگاه سطحی معمولاً نادیده گرفته میشود. این بازتعریف، در اصل هشدار به سازمانها و نیروهای انسانی است که اگر توانایی ارتقا و افزودن ارزش تحلیلی و تصمیمساز را نداشته باشند، جایگاهشان به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت.
حتما بخوانید: گوشی ویژه جام جهانی ۲۰۲۶ توسط موتورولا معرفی شد
سلیمان تحلیل میکند که اتوماسیون سنتی عمدتاً عضلات انسانی را هدف قرار میداد و نقش انسان در فرآیندهای تولیدی را کاهش میداد، اما موج جدید هوش مصنوعی بهطور مستقیم وارد حوزه «قضاوتهای تکراری ذهنی» شده است. این یعنی هر جایی که انسان تصمیم میگیرد یا انتخابی بر اساس الگو و داده انجام میدهد، الگوریتمها میتوانند جایگزین شوند. او توضیح میدهد که هوش مصنوعی قادر است نه فقط سرعت و دقت عملکرد را افزایش دهد، بلکه توانایی انجام چندین وظیفه همزمان و بدون افت کیفیت را دارد، چیزی که ذهن انسانی در محیطهای پیچیده قادر به انجام آن نیست. بنابراین بسیاری از مشاغل اداری و حتی تخصصی که به نظر امن میآیند، از نظر او به تدریج به سطحی کاهش مییابند که نقش انسان عملاً غیرضروری میشود. این نگاه بیرحمانه نشان میدهد که نه عنوان شغلی، بلکه منطق ارزشآفرینی انسانی و تصمیمسازی واقعی شاخص بقاست.
مدیر بخش هوش مصنوعی شرکت مایکروسافت، مصطفی سلیمان، در صحبتهای خود به یک نکته کلیدی اشاره میکند: خطر واقعی برای مشاغل، نه از دست دادن فوری جایگاه، بلکه کاهش ارزش شغلی و تبدیل انسان به یک عامل تکراری و قابل جایگزینی است. به عبارت دیگر، شغلهایی که خروجی آنها قابل پیشبینی و الگوریتمپذیر است، بیشترین آسیب را خواهند دید.
این شامل وظایفی میشود که انسان در آنها بیشتر «بازتولید اطلاعات» میکند تا تحلیل یا تصمیمگیری واقعی. در این چارچوب، اولین گروههایی که در معرض خطر قرار دارند، مشاغل اداری سنتی هستند؛ افرادی که وظیفه اصلیشان ثبت، دستهبندی، گزارشنویسی و پیگیری فرآیندهای تکراری است. از دیدگاه سلیمان، این نقشها زمانی ارزشمند هستند که شامل خلاقیت یا قضاوت انسانی نباشند، اما چون ماهیتشان کاملاً تکرارشونده است، هوش مصنوعی میتواند آنها را با سرعت و دقت بسیار بیشتر انجام دهد.
همچنین مشاغل مرتبط با پردازش دادههای ساختاریافته و گزارشهای روتین در معرض بازتعریف هستند. این بدان معناست که تحلیلگرانی که صرفاً دادهها را جمعآوری و طبقهبندی میکنند، بدون ارائه تحلیل عمیق یا توصیههای استراتژیک، نقششان کمارزش میشود.
در بخش تولید محتوا نیز، سلیمان تأکید میکند که متونی که صرفاً اطلاعات موجود را بازتولید میکنند یا بدون تحلیل خاصی منتشر میشوند، به سرعت توسط مدلهای هوش مصنوعی جایگزین خواهند شد. این شامل نوشتن توضیحات محصولات، مقالات عمومی بدون دیدگاه تحلیلی، و حتی برخی محتواهای رسانهای میشود که ارزش انسانی در آنها محدود به بازنویسی اطلاعات است.
از نظر پشتیبانی مشتری، وظایف تکراری که شامل پاسخدهی به سؤالات پیشساخته یا حل مشکلات عمومی است، بهشدت در معرض جایگزینیاند. مدلهای مکالمهای هوش مصنوعی نه تنها پاسخهای استاندارد ارائه میدهند، بلکه با یادگیری مداوم، قادرند سیاستها و لحن سازمان را درونی کرده و تعاملات انسانی را تقلید کنند.
حتی مشاغل تخصصی که به ظاهر امن هستند، مانند حسابداری پایه یا حقوق روتین، از این تغییرات مصون نیستند. بخشهایی از این حرفهها که صرفاً شامل پیادهسازی قوانین، محاسبات استاندارد یا تهیه اسناد تکراری میشود، به سرعت کاهش مییابد و انسانها در این زمینهها جای خود را به اتوماسیون میدهند.
به صورت خلاصه، نکته یونیک و تحلیلی دیدگاه سلیمان این است که هر شغلی که مغز انسان در آن صرفاً برای بازتولید یا اجرای دستورالعمل استفاده شود، در معرض نابودی تدریجی یا بازتعریف شدید است. این نگاه فراتر از عنوان شغلی است؛ مهم نیست شغل اداری، تولید محتوا یا تحلیل مالی باشد، مهم ماهیت آن است: اگر تصمیمسازی و تحلیل واقعی انسانی در آن نباشد، AI بهطور طبیعی جایگزین میشود.
سلیمان بر این باور است که مشاغلی که خروجی آنها قابل پیشبینی و قابل الگوریتمسازی است، بیشترین خطر را دارند. او مثالهای واقعی ارائه نمیدهد، اما تحلیلش به این معناست که هر فعالیتی که در آن انسان فقط دادهها را پردازش کند، گزارش بسازد یا اسناد را بازنویسی نماید، به سرعت توسط هوش مصنوعی جایگزین خواهد شد. این تحول تنها به معنای حذف شغل نیست، بلکه تضعیف تدریجی جایگاه و ارزش اقتصادی آن است؛ بهگونهای که انسان به مرحلهای کاهش مییابد که دیگر توانایی تصمیمگیری و افزودن ارزش متمایز ندارد و صرفاً به «ماشین انسانی» تبدیل میشود. این تحلیل نشان میدهد که حتی نقشهای تخصصی با ظاهر امن، اگر حول قوانین ثابت و فرآیندهای تکراری طراحی شده باشند، دیر یا زود توسط فناوریهای هوش مصنوعی بازتعریف خواهند شد.
حتما بخوانید: انقلاب طراحی اپل در فراری | وقتی طراح اپل وارد کابین فراری لوچه شد
یکی از نکات ظریف گفتههای سلیمان در مورد تولید محتواست. او اشاره میکند که محتوای انسانی که صرفاً اطلاعات موجود را بازتولید میکند و تحلیل یا دیدگاه منحصربهفرد ندارد، به سرعت جای خود را به مدلهای زبانی خواهد داد. این نوع محتوا شامل متون خبری ساده، بازنویسی توضیح محصولات و متون عمومی بدون تحلیل است. سلیمان هشدار میدهد که چنین تولیدکنندههایی، حتی اگر در حال حاضر کارآمد باشند، در آینده نزدیک ارزش اقتصادی خود را از دست خواهند داد، زیرا ماشینها قادرند حجم وسیعی از اطلاعات را با دقت و سرعت بالاتر تولید و مدیریت کنند. این نکته نشان میدهد که در عصر هوش مصنوعی، «خلق محتوا» به تنهایی کافی نیست و انسان باید تحلیل، قضاوت و دیدگاه ویژه خود را وارد فرآیند کند.
سلیمان تأکید دارد که در بخش پشتیبانی مشتری، مدلهای هوش مصنوعی میتوانند نه تنها پاسخهای استاندارد ارائه کنند بلکه با یادگیری مستمر، لحن، سیاستها و اولویتهای سازمان را درونی نمایند. بنابراین وظایف تکراری و از پیش تعریفشده که قبلاً انسان انجام میداد، کمکم توسط الگوریتمها جایگزین میشوند. تنها زمانی که مسئله پیچیده باشد، نیاز به تصمیمگیری انسانی پیدا میشود. این نکته نشان میدهد که نقش انسان در این حوزه به تدریج از «اجراکننده» به «تصمیمگیرنده استثناها» تغییر مییابد، و ارزش انسانی واقعی تنها در بخشهایی ظاهر میشود که توانایی تحلیل و مدیریت موقعیتهای غیرقابل پیشبینی وجود دارد.
در تحلیل سلیمان، حتی مشاغل به ظاهر امن مانند حسابداری و حقوق نیز در خطر بازتعریف هستند. او معتقد است که بخشهایی از این حرفهها که به اجرای قوانین و رویههای ثابت وابستهاند، به شدت مستعد جایگزینی هستند، اما وظایفی که نیازمند تحلیل، تفسیر و قضاوت انسانی هستند باقی میمانند. این یعنی حتی اگر حجم کار مشابه بماند، تعداد نیروی انسانی موردنیاز کاهش خواهد یافت و نقش انسان به مدیریت استثناها و تصمیمگیری در شرایط پیچیده محدود میشود. این بخش از سخنان سلیمان نشان میدهد که تعریف شغل به تنهایی، تضمین بقای آن نیست؛ بلکه میزان ارزش افزوده انسانی تعیینکننده است.
سلیمان بارها تأکید میکند که آینده سازمانها متعلق به کسانی است که تصمیم میگیرند چرا و چگونه کار انجام شود. هر شغلی که صرفاً وظیفه را تکرار کند و خلاقیت، تحلیل یا مسئولیت نداشته باشد، دیر یا زود به ابزار مصرفی تبدیل میشود. این تحلیل بیرحمانه، کلید فهم پیام اوست: ارزش انسان دیگر در انجام وظایف نیست بلکه در قدرت تحلیل، خلاقیت و تصمیمگیری در شرایط پیچیده است. هر شغلی که این ظرفیت را نداشته باشد، حتی اگر حذف نشود، ارزش خود را از دست میدهد.
پیام نهایی سلیمان کاملاً واضح است: موج جدید هوش مصنوعی بازار کار اداری را بازتعریف میکند و تغییرات غیرقابل اجتناب هستند. بقای نقش انسانی وابسته به توانایی افزودن ارزش واقعی، تحلیل دادههای پیچیده و تصمیمگیری در محیط نامطمئن است. شغلهایی که فقط تکرار، الگوبرداری و بازتولید اطلاعات انجام دهند، دیر یا زود توسط فناوریهای هوش مصنوعی جایگزین خواهند شد و ارزش انسانی آنها به شدت کاهش پیدا میکند.
نظرات کاربران
احسان
27 بهمن 1404تموم مشاغل از بین رفته . هوش مصنوعی مارو احاطه کرده
معصومه
27 بهمن 1404هوش مصنوعی پدر مارو دراود بس کنید دیگه
شما میتوانید از طریق واتسآپ یا تماس تلفنی با همکاران ما در واحد پشتیبانی در ارتباط باشید و مشاوره لازم را دریافت نمایید.