پروفایل

رؤیایی که از پایه لرزید | ورود خانواده‌ی ترامپ به بازار موبایل و سرنوشت مبهم گوشی

بازار تلفن‌همراه طی دو دهه‌ی گذشته به جایی رسیده که ورود هر برند تازه‌ای، حتی برندهای چند میلیارد دلاری، بدون برنامه‌ریزی دقیق و زیرساخت گسترده تقریباً غیرممکن شده است. همین واقعیت باعث شد وقتی خانواده‌ی ترامپ با سروصدای رسانه‌ای وارد صنعت موبایل شدند و از یک گوشی هوشمند طلایی‌رنگ با عنوان T1 Phone پرده برداشتند، موجی از هیجان و تردید هم‌زمان شکل بگیرد.
برند ترامپ سال‌هاست که از سیاست تا هتل‌داری و مد و ساختمان‌سازی حضور دارد، اما صنعت موبایل، بازاری نیست که به‌سادگی تسلیم شود. به همین دلیل، پروژه Trump Mobile از همان روز اول زیر ذره‌بین تحلیلگران قرار گرفت.

این مقاله از وال تل یک گزارش خبری ساده نیست؛ تحلیل عمیقی است از اینکه چرا ورود ترامپ‌ها به این صنعت با چالش‌های جدی مواجه شد، چرا عرضه گوشی بارها به تعویق افتاد، و چرا امروز سرنوشت T1 در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. این یک بررسی جامع از جنبه‌های اقتصادی، فنی، بازاریابی و رسانه‌ای است و تلاش می‌کند تصویری واقعی و بی‌اغراق ارائه دهد نه خوش‌رنگ‌تر، نه تاریک‌تر از آنچه هست.

 

 

شروع رؤيا و تولد یک نماد طلایی | T1 Phone

ورود Trump Mobile ناگهانی نبود؛ خانواده ترامپ سال‌هاست روی «برندسازی» مهارت دارند و خوب می‌دانند که چطور یک محصول معمولی را با لایه‌ای از نمادگرایی و پیام‌های سیاسی تبدیل به کالایی «احساسی» کنند.
معرفی T1 دقیقاً روی همین “نمادسازی” سوار شد بدنه‌ای طلایی، اسمارت‌فونی با ظاهر لوکس و قیمتی پایین‌تر از گوشی‌های پرچمدار بازار ترکیبی که در نگاه اول وسوسه‌انگیز است.

اما جذاب‌ترین بخش تبلیغات اولیه نه رنگ طلایی بود، نه طراحی، بلکه ادعای “ساخت آمریکا”.

این ادعا برای بازار داخلی آمریکا بسیار سنگین است؛ چون مردم سال‌هاست که می‌دانند ساخت موبایل تماماً آمریکایی تقریباً غیرممکن است. با این حال شعار “Made in USA” تبدیل به موتور محرک پروژه شد و بسیاری از طرفداران ترامپ بدون کوچک‌ترین تردید از آن استقبال کردند.
در دنیای بازاریابی، هیچ چیز قوی‌تر از ترکیب «هویت ملی + شخصیت مشهور» نیست؛ Trump Mobile این فرمول را کامل به‌کار گرفت.

اما این تنها رویه‌ی ماجرا بود. در پشت این نورافکن‌ها، واقعیتی پیچیده وجود داشت که کسی درباره آن حرف نمی‌زد:
ساخت موبایل، تنها داشتن یک برند یا سرمایه نیست، بلکه داشتن زنجیره‌ی عظیم تأمین است؛ چیزی که حتی بسیاری از برندهای متوسط جهانی ندارند.

شعار ساخت آمریکا | ادعایی که خیلی زود شروع به ترک خوردن کرد

وقتی ادعای ساخت آمریکا مطرح شد، کارشناسان فناوری تقریباً بلافاصله آن را زیر سؤال بردند.
نه از سر دشمنی با ترامپ، بلکه از روی آگاهی از واقعیت بازار:
ساخت موبایل در آمریکا با قیمت ۴۹۹ دلار اساساً ممکن نیست.

حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد قطعات گوشی‌های هوشمند در چین، تایوان، و کره تولید می‌شود. حتی اگر مونتاژ در آمریکا انجام شود، قطعات همچنان خارجی‌اند و هزینه نهایی چند برابر رقم اعلام‌شده می‌شود.
بنابراین وعده‌ی T1 از همان ابتدا با یک مشکل بزرگ روبه‌رو بود: ناممکن بودن عملیاتی.

همین تناقض باعث شد تنها چند روز بعد، وب‌سایت Trump Mobile عبارت “Made in USA” را بی‌سروصدا حذف کند.
جای آن را عبارت‌های مبهمی مانند «طراحی افتخارآمیز آمریکایی» گرفت؛ عباراتی که هیچ ضمانت حقوقی ندارند و می‌توانند صرفاً یک شعار تبلیغاتی باشند.

این تغییر آرام، اما عمیق، اولین زنگ خطر بود. تولید واقعی یک محصول صنعتی هیچ‌گاه این‌قدر مبهم تغییر نمی‌کند.
وقتی یک شرکت واقعاً تولیدکننده باشد، هیچ‌وقت ادعای تولید را حذف نمی‌کند، مگر اینکه اساس کار درست نباشد.

 

 

چرا ادعای ساخت آمریکایی منطقی نبود؟ تحلیل فنی و صنعتی

وقتی خانواده ترامپ اعلام کردند که گوشی T1 یک محصول «کاملاً ساخت آمریکا» خواهد بود، متخصصان صنعت موبایل از همان ابتدا می‌دانستند این ادعا با واقعیت‌های فنی و صنعتی هم‌خوانی ندارد. دلیلش هم ساده است: آمریکا سال‌هاست از زنجیره تأمین جهانی موبایل حذف شده و هیچ زیرساخت قابل اتکایی برای تولید قطعات حیاتی ندارد. صنعت موبایل یک شبکه گسترده و فوق‌تخصصی است که از پردازنده‌های پیشرفته تا پنل OLED، از ماژول‌های دوربین تا باتری و برد اصلی، همگی در شرق آسیا تولید می‌شوند. آمریکا نه کارخانه ساخت چیپست موبایل دارد، نه تولیدکننده نمایشگر، نه سازنده ماژول دوربین، نه خط مونتاژ صنعتی موبایل. بنابراین در همان قدم اول واضح بود که امکان ندارد یک برند بی‌تجربه‌ بتواند چیزی را تولید کند که حتی شرکت‌هایی مثل اپل و گوگل هم قادر به ساختش در خاک آمریکا نیستند.

هزینه تولید در آمریکا هم مشکل دیگری بود. اگر واقعاً قرار بود مونتاژ و ساخت در آمریکا انجام شود، هزینه‌ها چند برابر می‌شد و قیمت نهایی گوشی به حدی می‌رسید که دیگر قابل‌رقابت نبود. چنین اتفاقی نیفتاد، چون اصلاً تولید در آمریکا انجام نشده بود. تحلیل‌های فنی نشان داد که T1 کاملاً شبیه گوشی‌های ODM چینی است؛ همان مدل‌هایی که در کارخانه‌های شنژن ساخته می‌شوند و برند سفارش‌دهنده فقط لوگو و رنگ بدنه را تعیین می‌کند. ساختار قطعات، طراحی داخلی، کیفیت مونتاژ و حتی انتخاب سخت‌افزار نشان می‌داد این گوشی در خط تولید چینی ساخته شده، نه در یک کارخانه آمریکایی که اصلاً وجود خارجی ندارد.

تناقض اصلی پروژه T1 در این بود که تلاش داشت یک هدف سیاسی مقابله با واردات چین را در قالب یک محصول صنعتی نمایش دهد؛ اما نتیجه کاملاً برعکس شد. محصولی که قرار بود نماد استقلال از چین باشد، در نهایت از صفر تا صد وابسته به همان چین بود. حتی بخش‌های ابتدایی کنترل کیفیت و تست استاندارد که معمولاً برندهای کوچک چینی هم رعایت می‌کنند، در مورد T1 شفاف نبود و هیچ گزارشی وجود نداشت که نشان دهد این گوشی در آزمایشگاه‌های آمریکایی تست شده باشد. نبود این فرآیندهای استاندارد، بیشتر ثابت کرد که این پروژه یک حرکت رسانه‌ای بوده تا یک تلاش صنعتی واقعی.

در نهایت، شکست ادعای «ساخت آمریکا» در T1 قابل‌پیش‌بینی بود؛ چون آمریکا زیرساخت لازم را ندارد، زنجیره تأمین داخلی وجود ندارد، قطعات کلیدی تولید نمی‌شود و تولید موبایل با هزینه‌های داخلی اصلاً منطقی نیست. پروژه T1 بیش از اینکه یک نقطه شروع برای احیای صنعت موبایل آمریکا باشد، به یک نمونه واضح از فاصله میان شعارهای سیاسی و واقعیت سخت صنعت تبدیل شد. صنعت موبایل را نمی‌توان با تبلیغ و شعار هدایت کرد؛ این صنعت نیاز به فناوری، کارخانه، تجربه و شبکه تأمین دارد چیزهایی که هیچ‌کدام در پروژه T1 وجود نداشت.

عقب‌نشینی تدریجی | وقتی شعارها بی‌سروصدا اصلاح می‌شوند

وقتی پروژه T1 با وعده‌های پر سر و صدا‌ درباره «ساخت آمریکا» معرفی شد، این شعار به‌عنوان ستون اصلی روایت رسانه‌ای آن مطرح شد؛ اما نکته جالب این بود که هرچه زمان گذشت، همین شعارهایی که با صدای بلند اعلام شده بودند، کم‌کم و بدون هیچ توضیح رسمی شروع به تغییر و تضعیف کردند. در ابتدا همه‌چیز حول این ادعا می‌چرخید که T1 قرار است نقطه‌ای نمادین از استقلال تولیدی آمریکا باشد؛ اما وقتی نخستین عکس‌ها و اطلاعات سخت‌افزاری منتشر شد و کارشناسان شروع به بررسی دقیق‌تر کردند، مشخص شد چیزی در پشت پرده با آن ادعا هم‌خوان نیست. این تضاد آرام‌آرام خودش را نشان داد و باعث شد تیم رسانه‌ای پروژه، بدون اینکه به‌صورت علنی اعترافی کنند، شروع به بازنویسی روایت اولیه کنند.

اولین نشانه‌های عقب‌نشینی زمانی ظاهر شد که عبارت «ساخت آمریکا» به‌تدریج از توضیحات رسمی محو شد و جای خودش را به عبارت‌های مبهم‌تری مثل «طراحی‌شده در آمریکا» یا «تحت نظارت تیم آمریکایی» داد جمله‌هایی که هیچ‌کدام الزاماً به معنای تولید داخلی نیستند. این تغییر واژگانی نه تصادفی بود و نه ناشی از تصمیمات معمول تیم بازاریابی؛ بلکه یک عقب‌نشینی حساب‌شده بود تا پروژه بتواند خودش را از زیر فشار سوال‌های فنی و انتقادات کارشناسان خارج کند. وقتی مشخص شد حتی یک قطعه از این گوشی در خاک آمریکا تولید نشده، و طراحی و ساخت آن کاملاً به الگوی ODM چینی شباهت دارد، حذف تدریجی این شعار، بیشتر شبیه یک نوع فرار آرام از تعهدات اولیه بود.

این عقب‌نشینی اما فقط تغییر یک جمله نبود؛ بلکه بازتاب یک استراتژی محسوب می‌شد اصلاح روایت بدون اعتراف. هیچ‌کدام از اعضای تیم پروژه یا خاندان ترامپ به‌طور مستقیم اعلام نکردند که ادعای اولیه بیش‌ازحد اغراق‌آمیز بوده؛ اما دقیقاً همان بخش‌هایی که روز اول با شور و هیجان روی آن‌ها تأکید می‌کردند، تبدیل به بخش‌هایی شدند که بعداً با سکوت کامل یا جملات خنثی جایگزین شدند. این سکوت، در دنیای رسانه و سیاست، نوعی اعتراف غیررسمی است اعترافی که بدون گفتن کلمه‌ای، نشان می‌دهد آنچه وعده داده شده بود، با آنچه واقعاً وجود دارد فاصله‌ای جدی دارد.

نکته مهم‌تر این است که این عقب‌نشینی تدریجی دقیقاً زمانی اتفاق افتاد که تحلیلگران، مهندسان و حتی کاربران عادی شروع کردند درباره شباهت T1 به گوشی‌های میان‌رده چینی صحبت کنند. هرچه بررسی‌ها دقیق‌تر شد، فاصله میان شعارها و واقعیت بیشتر آشکار شد و فشار رسانه‌ای بالا رفت. بنابراین طبیعی بود که تیم پروژه سعی کند با پایین آوردن لحن ادعاها و حذف عبارت‌های حساس، شدت انتقادات را کنترل کند. اما همین تلاش برای مدیریت بحران، به شکل عجیبی برعکس عمل کرد؛ زیرا وقتی شعاری که ستون اصلی یک پروژه بوده به‌تدریج ناپدید می‌شود، اولین پرسشی که در ذهن مردم شکل می‌گیرد این است: «پس چرا از گفتن دوباره‌اش می‌ترسند؟»

در نهایت، این عقب‌نشینی آرام یک پیام روشن داشت: شعارهایی که بر مبنای واقعیت فنی و صنعتی ساخته نشده باشند، دوام نمی‌آورند. روایت هرچقدر هم قوی باشد، وقتی با واقعیت‌های سخت زنجیره تأمین و ساختار صنعتی تضاد داشته باشد، دیر یا زود مجبور می‌شود مسیرش را اصلاح کند؛ درست همان‌طور که پروژه T1 مجبور شد از شعار ساخت آمریکایی به یک روایت کلی‌تر و بی‌خاصیت‌تر عقب‌نشینی کند. در دنیای تکنولوژی، هیچ شعاری even یک شعار پرزرق‌وبرق سیاسی نمی‌تواند جایگزین زیرساخت‌ها، فناوری‌های واقعی و شفافیت صنعتی شود. بنابراین عقب‌نشینی این پروژه فقط یک اصلاح تبلیغاتی نبود، بلکه نمونه‌ای از برخورد سخت واقعیت با روایتی بود که از ابتدا پایه محکمی نداشت.

 

 

سرویس همراه Trump Mobile | محصولی واقعی یا ابزار بازاریابی؟

همراه با گوشی، یک سرویس مخابراتی نیز معرفی شد که هزینه‌اش ماهانه ۴۷.۴۵ دلار بود.
این عدد کاملاً نمادین است: ۴۷ اشاره به تلاش ترامپ برای تبدیل شدن به رئیس‌جمهور ۴۷ام آمریکا.

این طراحی عددی نشان می‌داد که پروژه بیش از آنکه صرفاً یک محصول تکنولوژیک باشد، یک حرکت بازاریابی-سیاسی است.
مزایای اعلام‌شده سرویس نیز چندان تفاوتی با شرکت‌های مخابراتی موجود نداشت، اما با بسته‌بندی نمادین فروخته می‌شد.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند این سرویس از ابتدا وجود خارجی داشته (زیرا شرکت‌ها می‌توانند از شبکه اپراتورهای MVNO استفاده کنند)، اما گوشی T1 احتمالاً هنوز در مرحله‌ی ایده بوده است.
به بیان دیگر: سرویس واقعی بود، اما گوشی ممکن است صرفاً یک ابزار فروش سرویس بوده باشد.

چرا پروژه وارد فاز سکوت شد؟ تحلیل رسانه‌ای

پس از چند هفته‌ هیاهو، Trump Mobile وارد مرحله‌ای شد که تحلیلگران آن را «سکوت سازمان‌یافته» نامیدند.
این مرحله زمانی اتفاق می‌افتد که:

  • پروژه با مشکلات تولید روبه‌رو می‌شود،
  • تاریخ عرضه به خطر می‌افتد،
  • و شرکت نمی‌خواهد با رسانه‌ها روبه‌رو شود.

در این مرحله نه اطلاعات جدید منتشر شد، نه نمونه‌ای به دست خبرنگاران رسید، نه ویدیو، نه تست اولیه، نه حتی معرفی رسمی کارخانه یا شریک تولید.

به‌جای آن، پروژه در وب‌سایت رسمی تنها با جملاتی مبهم زنده نگه داشته شد بیشتر شبیه نگه داشتن یک پرونده‌ی باز تا پروژه‌ای در حال تولید.

این سکوت زمانی نگران‌کننده‌تر شد که مشتریان شروع به گزارش تأخیر در پاسخ‌گویی، بلاتکلیفی در وضعیت سفارش‌ها، و نبود پشتیبانی مناسب کردند.

 

 

چرا بسیاری از رسانه‌ها احتمال شکست پروژه را جدی می‌دانند؟

رسانه‌ها معمولاً زمانی روی یک پروژه تردید می‌کنند که فاصله‌ی میان ادعا و واقعیت بیش از حد بزرگ شود؛ و در مورد گوشی Trump T1 دقیقاً همین گسست است که موجی از بدبینی ایجاد کرده. به محض اینکه خانواده‌ی ترامپ خبر ساخت یک گوشی «کاملاً آمریکایی» را منتشر کردند، نگاه‌ها از هیجان اولیه به سمت بررسی‌های دقیق‌تر رفت و خیلی زود مشخص شد که این وعده، نه‌تنها از نظر فنی تقریباً غیرممکن است، بلکه حتی از نظر اقتصادی هم معنای مشخصی ندارد. صنعت موبایل آمریکا سال‌هاست که خطوط تولید سخت‌افزار را به شرق آسیا واگذار کرده و ورود دوباره به چنین حوزه‌ای بدون سرمایه‌گذاری‌های چندمیلیارددلاری عملی نیست. رسانه‌ها همین تضاد میان «شعار ساخت داخلی» و «واقعیت ساختار جهانی تولید» را اولین زنگ خطر پروژه دانستند.

در ادامه‌ی این تردید، رفتاری که برند ترامپ در انتشار اطلاعات فنی از خود نشان داد، بیشتر شبیه یک پروژه‌ی بازاریابی بود تا یک برنامه‌ی صنعتی واقعی. نه مشخصاتی از چیپست ارائه شد، نه تصویری از مراحل ساخت، نه حتی یک جدول زمان‌بندی شفاف برای ورود به بازار. رسانه‌ها به‌خوبی می‌دانند که فقدان شفافیت در پروژه‌های فناوری معمولاً نشانه‌ی وجود مشکل است؛ مخصوصاً زمانی که شرکت روی مفاهیمی مانند «امنیت»، «استقلال» یا «ساخت داخلی» مانور می‌دهد، اما هیچ داده‌ی قابل‌راستی‌آزمایی ارائه نمی‌کند. همین تناقض باعث شد بسیاری از تحلیلگران احتمال دهند خانواده‌ی ترامپ بیشتر به‌دنبال یک حرکت نمادین هستند تا یک محصول قابل اتکا.

از سوی دیگر، تجربه‌ی شکست‌خورده‌ی پروژه‌ی Truth Social Phone و طرح‌های تکنولوژیک پیشین که با سروصدا شروع شدند و بی‌سروصدا تغییر مسیر دادند، باعث شد رسانه‌ها دیدی محتاطانه‌تر به T1 داشته باشند. این پروژه‌ها معمولاً بر پایه‌ی هیجان هواداران بنا می‌شوند، نه بر اساس مطالعه‌ی بازار یا زیرساخت فنی. در چنین مدل‌هایی، تا زمانی که توجه رسانه‌ها بالاست، پروژه زنده می‌ماند؛ اما به محض اینکه فشار پرسش‌های جدی بالا می‌رود، یا سکوت خبری ایجاد می‌شود، یا شعارهای اولیه آرام‌آرام کنار گذاشته می‌شود. رسانه‌ها دقیقاً همین الگو را در T1 مشاهده کردند و با استناد به آن پیش‌بینی کردند که این گوشی احتمالاً هرگز به مرحله‌ی تولید انبوه نخواهد رسید.

عامل دیگری که رسانه‌ها به آن اشاره می‌کنند، نبود هرگونه شراکت صنعتی معتبر است. ساخت یک گوشی جدید آن‌هم با ادعای کیفیت بالا و امنیت کامل بدون همکاری با سازندگان بزرگ قطعات تقریباً غیرممکن است. اپل، با آن عظمت، هنوز بخش زیادی از تولید خود را در چین انجام می‌دهد و سامسونگ برای بسیاری از بخش‌ها به زنجیره‌ی تأمین بین‌المللی وابسته است؛ بنابراین اینکه گروه ترامپ بدون نام بردن از هیچ تأمین‌کننده‌ای از «ساخت آمریکایی» سخن بگوید، برای رسانه‌ها یک علامت جدی از غیرواقعی بودن پروژه محسوب می‌شود. فقدان هرگونه سند همکاری صنعتی، از نظر رسانه‌ها یعنی پروژه بیشتر شبیه یک محصول معرفی‌شده در دوران کمپین انتخاباتی است تا یک گوشی که مسیر واقعی تولید را طی می‌کند.

در نهایت، رسانه‌ها روی یک نکته‌ی بنیادین هم تأکید می‌کنند: بازار موبایل امروز بسیار رقابتی‌تر از آن است که یک برند بدون سابقه بتواند صرفاً با تکیه بر یک نام خانوادگی وارد آن شود. برندهایی مانند Nothing، وان‌پلاس یا حتی تولیدکنندگان قدیمی‌تر مانند HTC با وجود داشتن تیم‌های تخصصی و فناوری‌های واقعی، برای تثبیت سهم بازار خود با دشواری روبه‌رو هستند. بنابراین وقوع یک «معجزه‌ی صنعتی» توسط خانواده‌ای که سابقه‌ی تولید تکنولوژی ندارد، از نگاه تحلیلگران بسیار دور از ذهن است. برای همین هم بسیاری از رسانه‌های آمریکایی و اروپایی معتقدند پروژه‌ی T1 بیش از آنکه یک محصول تکنولوژیک باشد، یک حرکت نمادین سیاسی و تبلیغاتی است که احتمالاً پیش از رسیدن به مرحله‌ی تولید، آرام‌آرام رنگ خواهد باخت.

 

 

آیا این پروژه از ابتدا برای شکست ساخته شده بود؟

پرسش بزرگی که در تحلیل این ماجرا وجود دارد این است که آیا هدف Trump Mobile واقعاً ساخت یک گوشی بود، یا این پروژه بیشتر شبیه یک کمپین اقتصادی-سیاسی برای جذب سرمایه و وفاداری بوده؟

نشانه‌ها زیاد است:

  • استفاده مداوم از نمادهای سیاسی
  • قیمت غیرواقعی
  • شعار ساخت آمریکا بدون زیرساخت
  • حذف تدریجی اطلاعات
  • اتکا به پیش‌فروش
  • تمرکز روی احساسات طرفداران

در بازاری که کوچک‌ترین اشتباه باعث شکست می‌شود، Trump Mobile نه کارخانه معرفی کرد، نه نمونه ارائه کرد، نه شفافیت داشت.
این باعث می‌شود بسیاری از کارشناسان بگویند:

این پروژه بیشتر شبیه یک ابزار درآمدزایی ایدئولوژیک بوده تا تولید تکنولوژی.

تحلیل آینده | آیا T1 Phone شانسی برای عرضه واقعی دارد؟

اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، پروژه T1 هنوز کاملاً مرده نیست اما در وضعیت «معلق» قرار دارد.

برای احیای آن، یکی از این سه اتفاق باید رخ دهد:

۱. همکاری با یک سازنده آسیایی

تنها راه منطقی. اما این یعنی شکست ادعای ساخت آمریکا.

۲. عرضه نسخه‌ای بسیار ساده‌تر از آنچه وعده داده شد

یعنی گوشی‌ای که ارزش تکنولوژیک چندانی ندارد.

۳. لغو رسمی پروژه

که به‌دلایل سیاسی و تجاری، بعید نیست هرگز اعلام نشود.

اما در حال حاضر آنچه می‌دانیم این است که:

  • هیچ سندی از وجود یک محصول واقعی منتشر نشده
  • پیش‌فروش‌ها متوقف نشده‌اند
  • وعده‌های عرضه چندین‌بار به‌تعویق افتاده‌اند
  • و سرنوشت T1 همچنان نامشخص است

بنابراین احتمال شکست، فعلاً بیشتر از احتمال موفقیت است.

جمع‌بندی: جدایی رؤیا از واقعیت

پروژه Trump Mobile یک درس بزرگ در دنیای فناوری است:
ورود به بازار موبایل، بدون زنجیره تأمین و بدون زیرساخت، چیزی فراتر از یک رؤیا نیست.

ترامپ‌ها تلاش کردند با اتکا به برند سیاسی، هیجان ایجاد کنند و محصولی را عرضه کنند که «فراتر از تکنولوژی» و «نماد فرهنگ آمریکایی» باشد.
اما صنعت موبایل جای احساس و سیاست نیست؛ جایی است که تنها واقعیت فنی تعیین‌کننده است.

T1 Phone از روز اول با تناقض‌هایی بزرگ ساخته شد و امروز همین تناقض‌ها مانع اصلی عرضه آن هستند.
اگر روزی این گوشی تولید شود، بعید است همان چیزی باشد که وعده داده شده بود. و اگر هرگز تولید نشود، باز هم درس آن باقی می‌ماند:

هیچ پروژه‌ای even با بزرگ‌ترین نام‌ها نمی‌تواند با شعار جایگزین تکنولوژی شود.

 

ثبت دیدگاه